تفکر بسیجی

اگر بر کشوری نوای دلنشین «تفکر بسیجی» طنین انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید.

تفکر بسیجی

اگر بر کشوری نوای دلنشین «تفکر بسیجی» طنین انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید.

تفکر بسیجی

«بسیجی» باید در وسط میدان باشد تا «فضیلت‌های اصلی انقلاب» زنده بماند. سیدناالقائد
انشاءالله این وبلاگ تلاشی است برای تبیین، توضیح، اشاعه و گسترش «تفکر بسیجی» در حوزه های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی بر اساس «مبانی تفکر انقلاب اسلامی» که از «حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه)»، «امام خامنه ای(مدظله العالی)» و «شهید مطهری(رحمه الله)» آموخته ام.
مصطفا طاهری-تهران- دانشگاه امام صادق(ع)

طبقه بندی موضوعی

طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن

دوشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۳۱ ب.ظ


سلام به محضر دوستان و برادران گرامی ام...
همانطور که با دوستان قرار گذاشته بودیم انشاءالله این ماه مبارک رو در محضر استاد علی حسینی خامنه ای هستیم و در محضر ایشان از سفره پربرکت قرآن مستفیض میشویم.
البته بنده مطالعه این کتاب رو قبل از شروع ماه مبارک رمضان شروع کرده بودم.
ولی انشاءالله با یادداشت ها و فیشهایی که درباره جلسات تهیه کردم در خدمت دوستان خواهم بود.

شاید برای قضاوت زود باشه ولی بنظرم میرسه مقام معظم رهبری نوع نگاه اجتماعی خود به مسائل دینی و اجتماعی رو (بخصوص در قبل از انقلاب) از دیدگاه های سه شخصیت اخذ کرده اند: امام خمینی، شهید مطهری و سید قطب. (البته قطعاً استفاده ایشون از هرکدام به یک اندازه نبوده)
شاید براتون جالب باشه که آقا، چند تا از کتاب های سید قطب رو ترجمه کرده اند.
بنظرم الگوی کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» رو هم ایشون از کتاب «خصائص التصور الاسلامی و مقوماته» سید قطب الهام گرفته اند. (این کتاب رو هم خود آقا سال 47 در جایی گفته بودند که دارم ترجمه اش میکنم که گویا به دلیل مشغله های ایشون به اتمام نمیرسد.البته با تحقیقی که انجام دادم، این کتاب توسط برادر بزرگتر حضرت اقا(آقا سید محمد) ترجمه شده است و در مقدمه این کتاب آیت الله محمد خامنه ای میفرمایند که کتاب رو به درخواست برادرم ترجمه کرده ام).

اما بریم سراغ کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن.
برای شروع مطالعه باید ببینیم که چه شده است که آقا از میان همه موضوعات مختلف سراغ قرآن میروند و با این نگاه خاص به برداشت های اجتماعی از قرآن میپردازند، برداشت هایی بدیع و در عین حال منسجم و متقن.

دعوت میکنم با مطالعه مقدمه ایشان بر کتاب «آینده در قلمرو اسلام» ببینیم مسئله ذهنی ایشان در آن ایام چه بوده است... (من این یادداشت آقا رو با مداد در ابتدای کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن نوشتم)

مقدمه حضرت آیت الله خامنه ای بر کتاب آینده در قلمرو اسلام:

«گرایش عمومى طبقات، بویژه نسل جوان، به مسائل مذهبى، و علاقه اى که به فراگرفتن این مسائل و تحلیل و تحقیق بیشتر آن نشان مى دهند، نویدى است باینکه همراه با ترقى سطح معلومات، موقعیت دین نیز رو به آشکار شدنست و شاهد صدقى است بر این ادعا که اسلام نه تنها با دانش و خرد مخالف نیست، بلکه چون باز یافتن موقعیت واقعى و جهانى شدنش، در گرو علم و اطلاع جهانیانست، پشتیبان و مؤید علم و خرد نیز مى باشد.

در چنین موقعیتى، بیش از همه، بر رجال دینى و طلایه داران مذهب است که از این خواست طبیعى، بنفع مقاصد انسانى خود، بهره بردارى کنند و براى این منظور، در وضع خود تجدید نظرى بعمل آورند و بر طبق این تقاضا، متاع ارزنده ى خویش را با وضعى مناسب و بشکلى کاملا نو، ببازار افکار عرضه دارند.

امروزه، با توجه باینکه فلسفه هاى جدید و تئوریهاى فریبنده و خوش ظاهر، در همه جاى جهان، افکار نواندیش را بخود جلب کرده و بوضعى ماهرانه، قواى معنوى و مادى را در اختیار گرفته اند، نمیتوان توقع داشت که مکتب ما - با همه ى اصالت و امتیاز - در همان لباس قدیمى بتواند غریزه ى نو طلبى جهانیان را اشباع کند و حقیقت درخشنده ى خود را - که کهنه گى بردار نیست - به بشریت بنمایاند.

براى ما جاى تردید نیست که اسلام، با قدرت و نفوذ طبیعى خود، بالاخره بر اورنگ حکمرانى جهان خواهد نشست، و شعاع جانبخش خود را تا اعماق تاریکیهائى که بشریت گرفتار آنست خواهد فرستاد، و قدرتهاى مهاجم را خواه و ناخواه، مجبور بعقب نشینى خواهد ساخت و آخر کار، سربلند و پیروز، جلوه گرى خواهد نمود ولى با اینهمه، آیا جائزست که آینده ى موعود اسلام، بهانه ى تنبلى و سهل انگارى ما شود و ما را از وظیفه ى حتمى و اهمال ناپذیرمان باز دارد؟

بطور مسلم، این آینده در صورتى قابل تحقق است که جهان بشریت، اسلام را بشناسد و از مقررات سازنده و زندگى بخش آن اطلاع یابد، فقط در اینصورتست که آنرا خواهد پذیرفت و طوق اطاعتش را برگردن خواهد افکند.

حقیقت آنست که اسلام - با همه ى وسعت مرز کنونى - دینى ناشناخته و غریب است و علیرغم آنچه برخى ساده دلان، به تبعیت از تبلیغات دشمنان مى پندارند، اقامه ى مظاهر آن در داخله ى اجتماعات اسلامى، نمى تواند دلیل شناخته شدن و اداى حق آن باشد.

در داخله ى اجتماعات اسلامى، اکثریت مردم مسلمان، هنوز اسلام را عبارت از تشریفات و مراسمى بى ارتباط به زندگى میدانند و از مبانى اساسى آن، که قسمت اعظم این مکتب حیاتى را تشکیل مى دهد، غافلند.

هنوز این آئین الهى را شعائر - آنهم شعائرى بى مغز و نه نماینده ى واقعیات - گمان مى کنند و از اصول اسلامى بیخبر و بى اطلاعند.

هنوز نتوانسته اند بپذیرند که اسلام، برنامه ى زندگى است و تنها عمل به قسمتى از مقررات شخصى آن کافى نیست که عمل کننده را در شمار مسلمانان درآورد.

بدون تردید، این بیخبرى و انحراف، امرى طبیعى نیست و اگر هم از آغاز بطور طبیعى بوجود آمده باشد بطور قطع بعدها دستهاى پلید دشمنان، با نقشه هاى دقیق و ماهرانه آنرا تقویت کرده و مسلمین را از واقعیت اصیل اسلام بیخبر نگاه داشته است.

پس از بوجود آمدن انقلاب صنعتى و پیدایش کارخانجات معظم و مصنوعات جدید در اروپا، غربیان چشم طمع به نفت و سایر مواد خام زیرزمینى که در کشورهاى آسیائى و آفریقائى بطور وفور وجود داشت دوختند.

آنها به معادن کشورهاى شرقى براى بهره بردارى از مواد خام، و به زمینه ى تقاضاى آنان براى بوجود آوردن بازار و فروش مصنوعات خود، نیازى مبرم داشتند، و این نیاز شدید، مستلزم آن بود که این سرزمینهاى سرشار از منابع طبیعى را بکلى تصرف کنند و یا لااقل اراده و اختیار آنها را به هر شکل ممکن در دست گیرند.

و این ضرورت بود که مسئله ى استعمار را بوجود آورد.

از آن تاریخ، دست اندازیهاى غاصبانه ى غربیان به ممالک شرقى بصورتهاى گوناگون، آغاز شد، و میسیونهاى مذهبى، کمپانیهاى تجارتى، وامهاى طویل المدت، کمکهاى بلاعوض، مستشاران نظامى و به این کشورها سرازیر گشت و این کشورها را تیول اربابان غربى قرار داد.

بالطبع، دولتهاى مهاجم که چشم طمع به سرزمینهاى غنى و سرشار شرق دوخته بودند، میبایست در اولین قدم، قدرتها و نیروهاى معنوى را که در داخله ى اجتماعات شرقى وجود داشت، در هم کوبند و هر عقیده یا روحیه ى اصیل را که ممکن بود روزى بصورت حربه اى مؤثر، علیه منافع آنان بکار رود، از میان این اجتماعات بردارند.

در کشورهاى اسلامى شرق، این نیروى معنوى، چیزى جز اسلام نبود. زیرا اسلام، با تعلیمات خاصى که به مسلمانان تلقین میکند که از همه ى امت ها و جمعیت ها برتر و بالاترند، آنانرا حزب خدا مى نامد و حزب خدا را تنها حزب پیروزمند و رستگار معرفى مى کند، به آنان مى آموزد که در برابر دشمنان و ملل خارجى، شخصیت و استقلال خود را از دست ندهند و از اظهار ضعف و زبونى در برابر دشمنان بپرهیزند، و نوید مى دهد که آخرین امت و در دست گیرنده ى سرنوشت جهان و جهانیانند.

و همچنین با احکام انقلابى و محرکى همچون وجوب - جهاد و فداکارى در راه حفظ و توسعه ى دین، و وجوب - امر بمعروف و نهى از منکر، و وجوب همبستگى و اتحاد، و ممنوعیت کمک به دشمنان دین[1]، و لزوم شدت و خشونت در برابر آنان.

با این احکام و آموزشهاى حیاتى و برانگیزاننده، دشمنى بزرگ و آشتى ناپذیر، براى استعمارگران بود و نقشه هاى آنانرا نقش برآب مى ساخت.

لذا طبیعى بود که درصدد برآیند این نیروى معنوى را از ملل شرقى سلب کنند و این سلاح برنده را از آنان باز ستانند.

اما از طرفى، قلع و قمع یک عقیده مذهبى که در طول چند قرن، در اعماق روان ملتى ریشه دوانیده است، کارى نبود که به آسانى و در زمانى کوتاه، صورت پذیرد و حتى ممکن بود که چنین اقدامى از طرف دشمنان، احساسات مذهبى مسلمین را علیه آنان برانگیزد و نقشه هاى آنانرا که جز در لباس دلسوزى و مهربانى قابل اجرا نبود، خنثى سازد.

بنابراین، بهترین تدبیر آن بود که ظواهر و تشریفات چشم گیر و پرسروصداى اسلام را حفظ کنند ولى جنبه ى انقلابى دین و تعالیمى را که موجودیت واقعى دین بسته به آنهاست و جامعه اسلامى را بر سر راه تجاوزات آنان قرار مى دهد، از دین بگیرند و دین را بصورت موجودى بى تأثیر و مهمل و بى تفاوت نسبت بخود درآورند.

اینکار، در حقیقت همان هدف نهائى آنان یعنى نابود ساختن دین بود با این تفاوت که اولا احساسات دینى افراد را ارضاء مى ساخت و مانع شوریدن آنان بر استعمارگران مى شد، و ثانیا ظواهر دینى و تشریفات میان تهى و پرسرو صداى دین، مى توانست جلو نفوذ سیاستهاى دیگرى را که بطور علنى نابودى مذهب را سرلوحه برنامه خویش قرار داده بودند، بگیرد و خلاصه حربه اى در دست استعمارگران باشد، و بعبارت دیگر، با این نقشه، دین را که دشمن سرسخت آنان بود، حامى و مدافع خویش و سپرى در برابر هجوم رقیبان خود ساختند.

این تدبیر ماهرانه، بمرحله ى عمل در آمد، روز بروز بر جلوه تشریفات دینى افزوده شد، مساجد و محافل وابسته بدین، پررونق تر گشت، مردم به اقامه شعائر و ظواهر دلبسته تر شدند، ولى به موازات این اقبال عمومى، روح و حقیقت احکام دینى از میان آنان رخت بربست، اصول اسلامى فراموش شد و آتشفشان دین که انفجارش جهانى را تکان مى داد، به سردى و خاموشى گرایید.

پیروان همان دینى که قرآنش فریاد مى زند: «لن یجعل الله للکافرین على المسلمین سبیلا» و «ولیجدوا فیکم غلظه» و «اشداء على الکفار رحماء بینهم» و «کنتم خیر امه اخرجت للناس، تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر»، دروازه هاى فکر را بروى مهاجمین غربى و دیده گان را بسوى دروازه هاى غرب، گشودند و آنانرا الهام بخش فکر و عمل قرار دادند، و همراه با ذخیره هاى سرشار زیرزمینى، برنامه آسمانى و سرمایه ایمان و عقیده خود را نیز دو دستى تقدیم آنان کردند، و خلاصه دنیا و آخرت خود را سفیهانه از دست دادند.

ما امروز در برابر چنین وضعى قرار گرفته ایم باید بخود تکانى دهیم، و این سرپوش مصنوعى را بیکسو افکنیم، و واقعیت دین را بجامعه ى خود بشناسانیم و بار دیگر این قدرت معنوى و آسمانى را در دست گیریم.

باید با مجاهدتى خستگى ناپذیر، و با تحمل هر نوع محرومیت و ناکامى، به مردم بفهمانیم که این شیئى مهمل و بى خاصیت، دین نیست، این ظواهر بى مغز و دور از معنى، آن نیست که پیغمبر بعنوان آخرین و کاملترین برنامه ى آسمانى به جهانیان عرضه داشت، انجام قسمتى از فرائض دینى - آنهم نه بطور کامل و با وضع اولى خود نباید غریزه دین طلبى ما را ارضاء کند و ما را از تلاش در راه دین باز دارد.

باید به آنها بقبولانیم که دین ما را برده اند و اگر هم تاکنون چیزى از آن باقى مانده باشد، بزودى خواهند برد.

باید وظیفه دفاع از دین را به آنان یادآور شویم و اثبات کنیم که این وظیفه، امروز متوجه همه ى مسلمانانست[2]

باید اصول و مبانى اساسى اسلام را با تحلیل کامل، تدوین کنیم و در اختیار همگان قرار دهیم و آنانرا با احکام اصولى اسلام، آشنا سازیم.

این رسالتى فوق العاده دشوار، ولى به همان اندازه حیاتى و بزرگ است این همان رسالت پیامبران بزرگ الهى است که تاریخ زندگانیشان را خوانده و میدانیم که در راه انجام آن تاپاى جان ایستادند و عزیزترین سرمایه هاى خود را فدا کردند...»



[1] - جز در موارد خصوصى و استثنائى

[2] - فقهاى شیعه متفقند که در زمان غیبت امام علیه السلام هر گاه اساس دین در خطر نابودى باشد، بر همه حتى پیر زنان و بیماران نیز واجب است که بمیزان قدرت خود از آن دفاع کنند

نظرات  (۱)

  • منعم(نوید عمیدی)
  • سلام دادش

    به به...

    بالاخره ما هم یه جایی پیدا کردیم که برسیم خدمتتون در اینترنت

    مطالبتونم که طبق معمول عالیه

    دعامون کنید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی